X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1388 در ساعت 01:38
نویسنده : 13
عنوان : دیگه گریه دل رو وا نمیکنه

ندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدایی جز گریهء بی صدا نبود

نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه

قصهء ماتم من هر چی که بود هر چی که هست
قصهء ماتم قلب خستهء یه آدمه
وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه